جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

646

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

گاهى مسلمان جوانى غسل تعميد هم يافته است ، ولى اين عمل را با گرايش باطنى اشتباه نبايد كرد ، زيرا كه بيشتر اين تازه‌كيشان راه همان دين قوم و خويشان خود را باز در پيش مىگيرند و من حتى مىپرسم از روزگارى كه هنرى - مارتين پا به شيراز نهاده تاكنون فقط چند تن محدود از ايرانيان به جان و دل ايمان مسيحيت حاصل كرده‌اند و خودم بارها در مقام جستجو برآمدم ، ولى هيچگاه فردى را كه از اسلام دست كشيده باشد نيافته‌ام ( البته عدهء يتيمانى كه از دوران كودكى در مدارس مسيحى بزرگ شده‌اند مستثنى است ) و من از اين اثر فاحش شكست به هيچ‌وجه حيرتى ندارم . غير از مبانى قاطع ديانت مسيح ( از قبيل عقيدهء تثليث و مقام الوهيت عيسى ) كه با اصل وحدانيت اسلامى سخت مباين است ، ما نبايد از اكراهى كه اهل اسلام به ترك ايمان خويش ابراز مىدارند تعجب كنيم بخصوص كه در خاطر بياوريم كه مكافات چنين كارى مرگ است . توفيق و مجال تبليغ مسيحيت هرگاه تسلط بر جسم و بر جان تازه‌كيش هردو منظور باشد براستى كه در ايران بسيار محدود است . قدرت اسلام - بيم و نگرانى يك تن ( خودش ) هرچند خالى از اهميت نيست باز در وضعى خاص عامل قطعى نتواند بود . امواج مجاهدت هيئت مذهبى با ديوارهاى سنگين غيرقابل رسوخ اسلام كه شريعتى است شامل همهء جوانب و تكاليف و اعمال زندگانى انسان برخورد مىكند و از احراز هدف خويش بازمىماند . اسلام كه به وجهى بسيار نيكو با شرايط اقليمى و اخلاقى و موقع و وضع كشورهائى كه بر آنها دست يافته منطبق است از گهواره تا گور عنان ارادهء پيروان خود را در چنگ دارد . در نظر اهل شرق او فقط دين و ايمان نيست ، بلكه حكومت است ، فلسفه است و هم‌چنين علم و دانش است . شريعت محمدى ( ص ) نه‌چندان دولتى است مذهبى و يا اگر آوردن اين عبارت روا باشد دينى است دولتى ، آن تاروپودى كه خود جامعه را با آن فرابسته‌اند مدنى نيست ، بلكه از مقولهء روحانى است . با اين عقيدت عالى كه هستى او را دربر گرفته است فرد مسلمان با تسليم ارادى